...زیر آسمان آبی خدا

روایت های زندگی من

...زیر آسمان آبی خدا

روایت های زندگی من

بایگانی
آخرین مطالب

توی راه نوشت

پنجشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۹ ب.ظ
این ترم زبانم امشب تموم شد و یکهو برنامم عوض شد!
استاد میگه با یه دست نمیشه چندتا هندونه رو برداشت و من مجبورم چندتاشون رو بزارم زمین.
کلاس زبان، خط، کارهای دانشگاه و آماده شدن برای ازدواج ناخودآگاه باعث شده که تمرکزم رو از دست بدم و هیچ کدومشون رو اون طوری که باید نتونم انجام بدم.
بعد کلاس وایستادم و کلی با استاد حرف زدم،آخه چقدر یک معلم میتونه خوب باشه؟!
برای زبان، میخام دیگه کلاس نرم. تا حدودی باید درس های قدیم رو مرور کنم و یه کم خود خوان بشم!

  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۹/۰۱
  • ۱۱۰ نمایش
  • بابای نرگس

نظرات (۷)

  • گوهر نویس
  • موفق باشی
    بعضیا با یک دست چند تا هندونه بر می‌دارن اما بلاخره یکیش میشکنه!
    پاسخ:
    سپاس.
    آره بعضی موقع ها کم میاره آدم...
  • آسـوکـآ آآ
  • معلم ها همیشه خوبن :)

    موفق باشید و امیدوارم به همه کاراتون برسید :)
    پاسخ:
    سپاس...
    مبارک باشه:)
    پاسخ:
    :))
    یادم افتاد یه زمانی که خیلی دور نیست چقدر فعال بووودم 
    زبان و خط و دانشگاه و شنا و...
    پاسخ:
    اوهوممم...
  • chefft.blog.ir 💞💕
  • حالا ازدواج و دانشگاهو به انجام برسونین، برای بقیش وقت زیاده
    پاسخ:
    اتفاقا همین دو تا رو می خام بزارم زمین...
    ماشاءالله دارید انصافا
    پاسخ:
    :))
    موفق باشید در تمام مراحل 
    پاسخ:
    سپاس...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی