...زیر آسمان آبی خدا

روایت های زندگی من
شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۳۳ ب.ظ

80.پاییزی ترین تابستان

شده تا حالا به خودتون بگین که من کجا هستم؟ 

امروز که در خونه رو باز کردم و امدم داخل، 

به خودم گفتم میدونی دقیقا الان کجایی؟ 

داری چی کار می کنی با خودت؟ 


امسال پاییزی ترین تابستون عمرم بود 

بیشتر روزهای تابستان امسال رو تهران بودم

و خیلی کم رفتم شهرستان و خیلی کم به باغمون سر زدم

باغی که با تک تک درختاش بزرگ شدم...


----------------------------------------------------------------------------------------------

خداییش یکی پاشه بیاد بزنه تو سر من بگه:

پاشو بابا، فردا فاینال زبان داری...

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۰
بابای نرگس

نظرات  (۲)

من الان دقیقا تو اون قسمتشم که باید یاد بگیرم بزرگ شم عاقل شم دیوونگیمو کم کنم شاید حق با فلانی باشه (از بلاگرها که نمیدونم راضیه اسمشو بیارم یا نه!) شاید به قول فلانی باید فقط واسه اهداف جنگید همه چیز در راستای همین باید باشه :) 
پاسخ:
اووهوم

آره باید جنگید...

اون بلاگر مهربون کیه؟
:دی
یکی هست که نمیگم :دی
یکی از مهربون‌ترینا در عین حال مرموزترین‌ها و از اونایی که تا دوست نشی باهاش و بخوای سطحی از روی نوشته‌هاش قضاوتش کنی ترسناکه ولی دلش اندازه یه گنجشکه :دی
پاسخ:
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی