...زیر آسمان آبی خدا

روایت های زندگی من
سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۵۵ ب.ظ

6

وای خدا...

چند مدتی بود که حال خوشی نداشتم

دوست داشتم بشینم و دل زار گریه کنم

اما هر کاری می کردم نمی شد

تا امروز...


سطر سطر این کتاب را که می خوانم اشک امانم نمی دهد...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۱۸
بابای نرگس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی