امروز که داشتم میرفتم باغ زنگ زدم به یک مرد بزرگ

به یک نفر که همیشه من و کل فامیل قبولش داشتیم 

بهش گفتم بیا با هم برویم و اوهم قبول کرد

در راه کل ماجرای این چند روز را برایش تعریف کردم

خوب به حرفام گوش داد و بعد با منطق و دلیل راهنماییم کرد


در نهایت من را امیدوار کرد که مسیری که انتخاب کرده ام درست است و با توکل به خدا و اعتقاد کامل جلو بروم...