توی سرمای سخت کرمانشاه داشتیم چادر میزدیم

خستگی ناشی از یک پیاده روی طولانی با کوله پشتی و تجهیزات

و ناراحتی از اردویی که همه می گفتند لغو میشه ولی نشد

و از همه بدتر این که توی اون شرایط سخت باید با ۱۲ تا ادم نیمه اشنا توی یه وجب جا بخوابی و اون اوضاع رو تحمل کنی

همه این ها منجر شده بود که اکثر بچه ها از کوره در برن

چادر زدن که تمام شد باید پلاستیک روی چادر رو گل مالی می کردیم

تمام موارد فوق به علاوه سردی اب باعث شده بود که کسی زیر بار این کار نرود

همه داشتیم به هم چپ چپ نگاه می کردیم

که حاجی، پسرک سیاه چهره قمی با ظرف گل امد و یک تنه تمام پلاستیک را استتار کرد.


 اری هنوز هم از این مردها پیدا می شود...