روز های دلتنگی من

143

يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۸ ق.ظ
امروز توی سلمونی یاد مکه رفتن پدرم افتادم

وقتی مامانم از پشت تلفن گفت پدرم موهاش رو از ته زده

فاطمه زد زیر گریه و بلوق بلوق اشک میریخت.

امروز هم اگر بود شاید با دیدن من...

روحت قرین رحمت خواهرم...

  • محمد رضا

نظرات (۱)

خدا رحمت کنه 😶😶
پاسخ:
مرسی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">