روز های دلتنگی من

آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۶/۲۴
    98
  • ۹۶/۰۶/۲۴
    97
  • ۹۶/۰۶/۲۲
    96
  • ۹۶/۰۶/۲۲
    95
  • ۹۶/۰۶/۲۲
    94
  • ۹۶/۰۶/۲۱
    93
  • ۹۶/۰۶/۲۱
    92
  • ۹۶/۰۶/۱۸
    91
  • ۹۶/۰۶/۱۷
    90
  • ۹۶/۰۶/۱۷
    89

17

شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۸ ب.ظ

امروز اولین تعذیه عمرم رو در دانشگاه دیدم،


خیلی چسبید،


تعذیه جناب حر بود.


به نظرم حر یه جورایی مثل ما می ماند.


حر مثل ما خطا کرده ولی توبه می کنه و بر میگرده.


می گن نادر شاه افشار می خواسته ببینه آیا حر واقعا شهید کربلا بوده یا نه، میاد و دستور به نبش قبر میده، بدن مبارک حر رو میارن بیرون میبینن تازه ی تازست.


یه دستمال که طبق روایات امام حسین بر پیشانی حر بسته بوده رو می بینه، بازش می کنه و خون شروع میکنه جاری شدن از پیشانی حر.


می گن هر دستمال دیگه ای که آوردن و بستن جلوی خون ریزی رو نگرفت و مجبور شدن همون دستمال آقا رو دوباره ببندن.



درود بر حر شهید و همه ی آزادگان...

  • محمد رضا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">